یکی بگه حقیقت کجاست ایا دست یافتنی است؟
چرا هنگامی که جوانهای ما به فلسفه پوچی می رسند:
اولین اعتراض انها مخالفت کردن با دین و یا به تعبیری دین ستیزی است
چرا دیواری رو کوتاهتر از دین پیدا نمی کنند
در کشور کنونی ما تا یکی فشار های روحی وروانی برش وارد می شود اولین اقدامیکه انجام می دهد زیر پا گذاشتن دین و نبی وتمام معنویات است
این افکار و عقاید ریشه در کجا دارد
چرا وقتی این جوونها در محیطی قرار می گیرند که از ازادی بیشتری برخوردار می شوند ناگهان مثل بمب منفجر می شوند
چرا همه پلها را پشت سرشان خراب می کنند؟
واقعا سخت است یکی بگه حقیقت کجاست ایا دست یافتنی است؟
این که وقتی ما به دنیا امدیم در گوش راست ما اذان و گوش چپ اقامه گفتند و ما مسلمان زاده به دنیا امدیم
ایا اگر مسیحی.یهودی.کلیمی .زردشتی هم به دنیا می امدیم همین بود ؟
و اینها علتهای فراوانی می تواند داشته باشد
1.یا این که دین به خودی خود بد است و به درد نمی خورد
2.یا این که ما دین رو نفهمیدیم
3.یا دین اصلی وجود ندارد
4.یا به خاطر سوء استفاده هایی است که از دین می شودو یا ...............................................................................................................................
دوستان عزیز شما علت های دیگری را می شناسید در این مورد به من کمک کنید
شاید هم مطلب چیز دیگری باشد
ابتدا سیر تکامل!رهبران این خاندان از فرقه اهل حق!:
موسس و مبدع این خاندان فتح الله جیحون آبادی و نور علی الهی ملقب به استاد الهی می باشد.
نور علی الهی (استاد الهی) در سال 1353 شمسى در سن 79 سالگى در تهران مرد و در شهر هشتگرد مدفون گردید. خواهر نور علی الهی به خلافت!رسید و عهده دار مقام! نور علی الهی گردید.او را شیخ جانی می خواندند.او پیر زن نابینائی بود که حتی جلوی صورت خود را هم نمی دید بعدا عده ای جاهل او را به عنوان دیده دار انتخاب کردند که مثلا دست آنها را بگیرد و به مراحل تکامل برساند!!
اما آنچه در این دوران یعنی دوران ریاست این پیرزن نابینا رخ داد نشان داد که دستهای از پشت پرده این فرد را هدایت می کنند و در واقع افرادی هستند که در پشت پرده رهبری این خاندان را بر عهده دارند.نتیجه تحقیقات من بدین جا رسید که بهرام الهی بعد از پدر (نور علی الهی) برای اینکه بتواند کارهای خود را به راحتی ادامه دهد اسم خواهر نور علی الهی را یعنی عمه خودش را به عنوان رهبر اعلام کرده و در پشت صحنه خود این جریان را هدایت می کرد.
اما چه چیزی باعث شد که من برایم سوال ایجاد شود/که افرادی در پشت پرده این پیرزن را هدایت کرده اند؟
قضیه از این قرار بود که من وقتی با یک هشتگردی صحبت می کردم ایشان به من گفت که در زمان رهبری و دیده داری این پیرزن درگیری های خونینی روی داد که همه اینها طرح ریزی شده از سوی همین فرد (شیخ جانی) بود.اما بعدا به فکر فرو رفتم که این پیرزن که به گفته شاهدان عینی حتی یک کلمه هم به زور صحبت میکرد و سواد هم نداشت چطور می تواند چنین برنامه حساب شده ای را طرح ریزی کند؟پس شیخ جانی که چشم نداشت قوه تکلم او مشکل داشت و سوادی هم نداشت و در یک روستا بزرگ شده بود به نظر بعید می آید که بتواند همچنین برنامه دقیقی را برای درگیری در یک بخش یا شهر به مرحله عمل درآورد.از اینجا بود که من ذهنم بدین جا رسید که ممکن است افرادی پشت قضیه بوده اند تا اینجا رسیدم: نوع فعالیتهای مخفیانه ای که در زمان این پیرزن انجام شده دقیقا الان دکتر بهرام الهی همان برنامه ها را اجراء می کند.عزیزان این قصه سر دراز دارد و شاید جا داشته باشد که کتابی درهمین زمینه نوشته شود.
ـ بعد از مرگ شیخ جانی که گفتیم به ظاهر رهبر این خاندان یعنی خاندان استاد الهی به شمار می رفت این خاندان توسط دکتر بهرام الهی اداره می شده که هم اکنون او در خارج از ایران به سر می برد.او مدتی استاد دانشگاه تهران بوده است.دکترای خود را از کشور فرانسه گرفته است و الان هم در خارج از جیره خواران اروپائی به حساب می آید.او روابط بسیار گرم و صمیمی با یکی از سیاسیون فرانسه دارد که شانس برد انتخاباتی وی هم بسیار بالاست به همین خاطر چند وقت پیش هم خبری منتشر شد که حاوی این مطلب بود که مقامات فرانسوی نسبت به بنیاد استاد الهی سوء ظن پیدا کرده اند و این خبر به خاطر ارتباط دکتر بهرام الهی با مقامات سیاسی جناح مخالف دولت کنونی بوده است.
او هم اکنون مدیریت اجرائی کارهای فرقه را در دست همسر خود گذاشته و تقریبا کارهای فرقه به دست او می چرخد.
همسر او شخصی بی حجاب و لاابالی و قرطی و..........است که در مجالس مهمانی کذائی به عنوان افریته شرکت می کند.این خانم با این وضعیت می خواهد مدیریت کند فرقه ای را که ادعایش این است که مردم را به خدا می رساند!عجبا!خیلی جالب است عده ای با این وضعیت اصلا نباید دم از خدا بزنند و اگر یکبار خواستند اسم خدا را بیاورند باید در خفاء اینکاررا انجام دهند اما صفحه روزگار برگشته و هم اکنون داعیه رساندن خلایق به خدا را هم دارند!داعیه رساندن از مرحله شریعت را به طریقت دارند!کتاب چاپ می کنند به نام راه کمال/اما خودشان هنوز در منجلاب اعمال و رفتار و......خود گیر کرده اند.دکتر بهرام الهی!دکتر بهرام!استاد الهی!اگر خودتان اهل خدا نیستید مشکلی نیست در این جهان کسان زیادی مانند شما وجود دارند اما شما را به آنچه که به او اعتقاد دارید قسم می دهم که به وسیله نام خدا مردم را از خدا دور نکنید.اگر یکی در این دنیا توسط شما از خدا دور شود که چنین افرادی زیادند در قیامتی که شاید اعتقادی هم به ان ندارید عذاب دردناکی در انتظار شماست.دیگر خود دانید از من گفتن بود و از شما جراتی برای برگشت از این همه انحراف..............

آیا صوفیان علی الهی هستند؟
برخی مردم وقتی ازآنها درمورد صوفیان می پرسید میگویند آنها علی الهی هستند.فرقه های صوفیه علی الهی نیستند اما برخی ازرگه های این اعتقاد را دارند.نمونه آن شعارشان است
هو 121چیست؟
نام مبارک علی به ابجد110 میشود وحروف ی و الف نیز 11میشود که ازجمع آن 121 بدست می آید وهو 121 به معنی هو یا علی است.اگر کسی واقعا به این جمله با ملزومات آن معتقد باشد مشرک است.چون اعتقاد مسلمین هو الله است.
البته برخی فرقه ها نیز هو 110 شعارشان است که می شود هو علی.
اما بسیاری ازجوانان صوفی واقعا نمیدانند این چه معنا وثمره ای دارد اگر نه آنرا ترک می کردند.ورهبران آنها برای اینکه مردم به آنها بخاطر این اعتقاد انحرافی اشکال نکنند از شعار هو یا علی به هو 121تغییر موضع دادند.
شعار گنابادیها هو121 وبسیاری ازنعمت اللهی ها هو 110 است.
امیدوارم بدون تعصب این کار ناپسند را ترک کنند واول نوشته هایشان بنا بر نظر قران وسنت پیامبر بسم الله بیاورند
یکی از اصلی ترین و بزرگترین خیانتهای نورعلی الهی به اهل حق و حتی پدرش و خاندان شاه حیاس فاش سازی سر مگو است.

چنانکه اهل حق بر این عقیده اند علی سلام الله علیه از رسول الله خواسته است این سر مگو را بر کسی فاش نکند.(شاهنامه حقیقت ص202-205)
اهل حق روزه گرفتن، قلیان کشیدن و کوتاه کردن و تراشیدن سبیل را حرام مى دانند. چنان که اعلى دین در تذکرة اعلى گفته است: «صاحبکار فرمود: در دون(1) مرتضى على قرار چنین بوده هر کسى که ما را خواست سبیل نگیرد، ااز نان و آب روزه نباشد، اهل حقیقت قلیان نکشد; آن وقت قرار چنین بوده، چه بر طریقت چه بر حقیقت. ما اقرار دادیم در پیش محمد مصطفى، هر کس از این سه چیز بیرون باشد ما از او جدا باشیم. نشانه یارى همین است.»(2)م
در جاى دیگر نوشته است: «یارى بود خوف حق در دل نداشت; آن یار رسید به خارى(3) دید قلیان مى کشد; آن یار قلیان را از خار گرفت، پوکى زد و مویى از سبیل خودش به دندان برید، یک شب خواست به جمع پادشاه عالم بیاید اما خان آتش از داستان آگاه بود فرمود: خدا یار نام که یار بود از شرط بنیامین رفته او را به جمع راه ندهید. عرض کردند: اى شاه علت چیست؟ خان آتش افزود: حرام به دهن گذاشته، قرآن زیر پا انداخته و مویى از سبیل خود به دندان بریده است. مویى از سبیل برابر قرآن است. او را در آخرت ایمان نیست، اگر صد هزار بار قربانى کند فایده ندارد.»(4)م
دلایل دیگرى نیز براى سبیل گذاشتن اهل حق گفته شده است بدین شرح: 1ـ چون مردان اهل حق را در مساجد مورد سخریه قرار دادند على(علیه السلام) به آنان گفت: من به جاى شما نماز مى خوانم، شما به جاى نماز کردار (نیاز) کنید و شارب بگذارید تا همدیگر را بشناسید; 2ـ على(علیه السلام) هنگام غسل دادن بدن مطهر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آبى را که در گودى ناف پیغمبر جمع گردیده بود آشامید و به احترام حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) دیگر مقراض به سبیل خود نبرد; 3ـ اگر فردى یک مو از سبیل چید یک گاو نیاز دهد تا از سر تقصیرش بگذرند ولى اگر شارب را چید حق دخول به جمع خانه را ندارد و پیر حقیقت نیاز وى را نمى پذیرد; 4ـ اهانت به سبیل به منزله تعرض به ناموس اهل حق مى باشد(5); 5ـ اهل حق سبیل مى گذارند تا بر هیبت آنان افزوده شود و بدین وسیله دیگران را مرعوب سازند.
البته از زمانی که اهل حق ها بلند گذاشتن سبیل را جزئی از مقدسات خود دانستنداز همان زمان هم قلیان و دود ودم راحرام کردند زیرا بلندی سبیل مانع از سیگار کشیدن انها شده بود زیرا تعداد سبیل سوختها بالا رفته بودوقتی دیدند دودو دم مانع سبیل بلند است دستور حرام بودن ان را دادند.
البته در دهه 70دکتربهرام الهی با اعلام این که پیروانش می توانند سبیلهای خود را کوتاه کنند سبب اختلاف و درگیری شدیدی ذر میان احل حقها شد که حتی در هشتگرد کرج چندین کشته بر جای گذاشت و عده ای هم از فرقه الهی جدا شده وبه فرقه خاموشی ومشعشعی که از مخالفین سرسخت مکتب نورعلی الهی هستند پیوستند.
حرف و حدیث از این فرقه زیاد است این بود خلاصه ای از داستان سبیل این مسلک خود ساخته……….
2- مجموعه رسائل و اشعار اهل حق، و. ایوانف، ص 171
3- غیر اهل حق
4- مجموعه رسائل، همان، ص 143
5- خاکسار و اهل حق، نور الدین مدرسى چهاردهى، صص 172ـ171
مناطق زندگى فرقه اهل حق در ایران از این قرار است
ش2ـ اسلام آباد غرب و حومه آن مانند: سودان علیا و سفلى، چُنگُر حدود شصت الى هفتاد روستا از کل روستاهاى کوزران سنجابى که حدود 135 روستا مى باشد و 56% ساکنان خود کوزران پیرو مرام اهل حق مى باشند، احتمالا چهل هزار نفر از مردم اسلام آباد و حومه آن پیرو این مذهبند
ش3ـ کرند غرب و توابع آن از عمده ترین مراکز اهل حق است، علاوه بر شهر کرند ساکنان قریب به 120 روستاى تابع دهستان گهواره به جز چند روستا که پیرو مذهب شافعى مى باشند اهل حق هستند. از روستاهاى معروف منطقه کرند: حریر، سرمیل، سرخه لیزه، گهواره، بیامد، بروند، قلعه زنجیر، گردکان گور، گورا جوب و توت شامى را مى توان نام برد
جمعیت اهل حق در منطقه کرند به 150 هزار نفر تخمین زده مى شود. علاوه بر این روستاهاى بیونیش در حدود 15 روستا همگى اهل حق هستند که جزو کرند مى باشند
ش4ـ سر پل ذهاب: بیش از 20% سکنه این شهر پیرو مسلک اهل حق مى باشند و حداقل 23 روستا از حومه آن نیز همین مسلک را دارند. از روستاهاى معروف: پس پس، رشید عباس دول الیاس، جلالوند سفلى، بَلَوان و روستاهاى قَرَه بُلاغ و روستاهاى تابع دهستان بزمیر آباد را مى توان نام برد. روستاهاى حومه شهر در شعاع مساحت ده کیلومترى شهر قرار دارند ولى روستاهاى دهستان بزمیر آباد (پشت تنگ) بیش از چهل کیلومتر از شهر فاصله دارند
ش5ـ قصر شیرین: گر چه هنوز همه سکنه شهر و روستاهاى حومه قصر شیرین مورد تحقیق قرار نگرفته است ولى به نظر مى رسد بیش از ده درصد مردم آن بر مرام اهل حق مى باشند
ش6ـ صحنه و دینور: حدود سى الى چهل درصد مردم صحنه پیرو مذهب اهل حق هستند و بسیارى از روستاهاى حومه آن همین مرام را دارند. جمعیت اهل حق در بخش دینور نیز قابل توجه است. روستاهایى از کنگاور و اسد آباد نیز تحت پوشش اهل حق منطقه صحنه و دینور مى باشند
در قسمتهایى از نواحى تابعه استان لرستان نیز فرقه اهل حق به طور پراکنده سکونت دارند. از جمله این مناطق که عموماً روستایى هستند بلوران واقع در جاده اسلام آباد غرب، پل دختر و نیز حومه گراب و روستاهایى از توابع نورآباد،قسمت هایى از بوالوفا و بخشى از طایفه ذوالنور اهل حق بوده اند، گرچه در این منطقه تحول چشمگیرى صورت گرفته و با گرایشات روز افزونى که به سمت انجام فرایض دینى دیده مى شود این فرقه پایگاه فرهنگى و اجتماعى مناسبى ندارد.
در بخش ایلخچى از قصبات معروف تبریز عده اى از طرفداران «اهل حق» سکونت دارند
طبق تحقیقات به عمل آمده اهل حق هاى این ناحیه معروف به گورانى هستند که به نظر مى رسد از منطقه گوران به مرکزیت گهواره (کرند غرب) در گذشته هاى دور به این سمت مهاجرت کرده باشند.
در هشتگرد، رودهن، بومهن و خود تهران مراکزى وجود دارند که اهل حق ساکن اند. همچنین بخشى از مردم کلاردشت، کجور و روستاهاى پول و فیروز کلا از توابع کجور اهل حق مى باشند.
در ناحیه اسد آباد همدان و قسمتهایى از توابع آوج و رزن حد فاصل همدان و زنجان کم و بیش اهل حق به صورت پراکنده سکونت دارند
مناطق زندگى اهل حق در خارج نیز بدین شرح است.
در حوالى کرکوک افرادى از این فرقه وجود داشته اند اگر چه با نامهاى دیگر و عناوین مختلف; علاوه بر فرقه اهل حق فرقه هاى دیگر نیز در این نواحى موجود بوده که ریشه در فرهنگ ایرانیان دارند.
در ترکیه فرقه هایى وجود دارند معروف به بگتاشى که علوى نیز نامیده مى شوند و در دوره اى نبض قدرت سیاسى ـ نظامى ترکیه را در دست داشته اند; فعلا عبادتگاه آنها تکیه نام دارد. اهل حق هاى ایران آنها را یکى از شاخه هاى اهل حق مى دانند.
در کشور اروپایى آلبانى نیز عمدتاً شیعیان آنجا تحت همین نام به بگتاشى معروف اند که شیعه اى از اهل حق مى باشند.
در کشور سوریه جمعیت قابل توجهى وجود دارند که تحت عناوین علویین، نصیریه و على اللهى معروف بوده که عمدتاً در شمال و شمال غرب آنجا سکونت دارند که اخیراً گرایشاتى به سمت انجام فرایض دینى داشته اند.
این سوالها رو صادقانه از خود بپرسید ببینید باز هم مشکلی براتون باقی می مونه؟
اهل کدوم قبیله ای؟
معتقد چه قبله ای؟
چه دینی رو قبول داری؟
کدوم خدا رو بنده ای؟
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمتست
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر بیافکنندم و سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمیزند
لا له الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
من می خورم و هر که چون من اهل بود می خوردن من نزد خرد سهل بود
می خوردن من حق ز ازل می دانست گر می نخورم علم خدا جهل بود
عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا
با هوشیاری غصه هر چیز خوریم چون مست شدیم هر چه بادا بادا
واکنش مدافع سروش به انتقاد مجیدی
در پی انتقاد مجید مجیدی، کارگردان مشهور سینمای ایران از دیدگاه های عبدالکریم سروش، چهره برجسته روشنفکری، احمد زیدآبادی به انتقاد شدید از مجیدی پرداخت و او را متهم کرد که سروش را تکفیر کرده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، مجیدی در پایان اظهاراتش با اشاره به ادعای مولوی شناسی سروش گفته بود: «کسی که ادعای مولویشناسی میکند، و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مُرادش مولوی، کافر است.
گرچه قرآن از لب پیغمبر است / هرکه گوید حق نگفت، آن کافر است
این همه آوازها از شَه بُوَد /گرچه از حلقوم عبداله بود»
اما زیدآبادی در یادداشتی در یکی از سایتهای خارج از کشور با تشبیه خود به ملاصدرا پیشبینی کرد بساط تکفیر در ایران در حال پهن شدن است تا در همه ابعاد جامعه را به انحطاط بکشد.
وی با بیان اینکه قصد مقایسه خود با ملاصدرا را ندارد، نوشت: «چند سال پیش در یکی از مساجد قم با دوستی برنامهای به مناسبت 27 آذر داشتم، نوشتهای از یکی از مستمعان کم تحمل رسید که: شهر مقدس قم جای منافقین نیست! در پاسخ گفتم علاقهای به ماندن در این شهر ندارم که نه آبش گواراست و نه هوایش دلپذیر، اگر مهلتی دهید به سرعت برق اینجا را ترک خواهم کرد، اما به یاد داشته باشید که حدود سیصد سال پیش نیز کسانی مانند شما عرصه را بر ملاصدرا چنان تنگ کردند که این شهر را به خود واگذاشت و برفت، اما نتیجه این سختگیری و بیتحملی و تنگ نظری چه شد؟ دولت صفوی رو به انحطاط رفت، اصفهان پایتخت با شکوه آنان در برابر محاصره محمود افغان تاب نیاورد و سقوط کرد و سپس شاه سلطان حسین تاج از سر خویش برگرفت و بر سر محمود نهاد....»
زیدآبادی با انتقاد از مجیدی که از سکوت در مقابل مسائل تازه مطرح شده سروش گلایه کرده بود، مدعی شد از اظهارات وی بوی تکفیر به مشام میرسد و در جامعه امروز ایران تکفیر آنچنان بیضابطه و سهل شده که گویی در قلمرو اختیار هر مدعی ناخوانده متنی هم در آمده است.
این روزنامهنگار سپس افزود: قضاوت در باره کلام ایشان از موضع یک متخصص دین در صلاحیت یک کارگردان فیلمهای سینمایی مانند آقای مجید مجیدی نیست و کارگردان برجسته بودن چه مجوزی برای اظهار نظر او علیه آقای سروش صادر میکند؟
گفتنی است عبدالکریم سروش در دیماه 86 در مصاحبهای با خبرنگار رادیو هلند پیامبر را آفریننده و تولیدکننده وحی خوانده و گفته بود: آنچه قرآن درباره وقایع تاریخی، سایر ادیان و سایر موضوعات عملی زمینی میگوید، لزوماً نمیتواند درست باشد! و افزوده بود: «اگر بر این باور اصرار کنید که قرآن کلام غیرمخلوق و جاودانی خداست که باید لفظ به لفظ به آن عمل شود، دچار مخمصهای لاینحل میشوید.»
وی در عین حال مدتی بعد و پس از برخی واکنشها تلاش کرد از حساسیتها بکاهد و در گفتوگو با روزنامه کارگزاران ضمن تمجید از پیامبر اکرم (ص) در سخنانی دوپهلو گفت: پیامبر عزیز اسلام بشر بود و هر چه میگفت هم کلام انسانی او بود هم کلام وحیانی خدا. و این دو از هم جدا نبود.
با کاره خرابات نشینی چه کنم، با گدا نشسته با شاه نشینی چه کنم
گفت از عشقه گدایست اگر شاه شدیم چون شمع خرابات شدیم ماه شدیم
گفتم تو بگو که من چه باید بکنم، آن چیست بگو، که من نباید بکنم
گفتم بنویس چه ساکتی دیر شده، گفتی نگو، بگو زمان ییر شده
ای عشقه من ای عشقه من ای عشقه من ای عشقه من
ای عشقه من ای عشقه من ای عشقه من ای عشقه من
ای عشقه من ای عشقه من ای عشقه من ای عشقه من
گفتم تو بگو که شعره من کافی نیست، از حق تو بگو، که قصد حرافی نیست
گفتم چه کنم، که باعث قهره اللحق نشوم
گفت، بیدار بمان که حق نا حق نشود
در گذر از جاده زندگی آموختم که :
ـ می توان به رفتن ادامه داد خیلی بعد از اینکه تصور کنی دیگر نمی توانی .
ـ گاهی حق داری عصبانی باشی اما حق نداری ظالم باشی .
ـ اگر به کسی دروغ گفتم بر این باور نباشم که خیلی زیرک هستم و فقط افراد دیگر را فریفته ام ،مهمتر از آن خود را فریفته ام.
ـ هرگز روابط دوستی را با شخصی که به زیر دستان خود احترام نمی گذارد ادامه ندهم.
ـ هر روز صبح که از خواب بر می خیزم خوشحال باشم و به خود تبریک بگویم زیرافرصت دیگری به من داده شده است.
ـ هر چه در زندگی همین الانم رخ می دهد بهترین و خوش یمن ترین اتفاقی است که می توانست رخ دهد و به همین خاطر ذره ای از وقوع آن گله مند نیستم.
ـ جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست .
ـ هر تغییری، هر چند ناخوشایند، همیشه درهایی را به روی وقایع خوشایندتر می گشاید .
ـ من با دیدن محدودیت در خودم خدا را محدود نمی کنم ، چون با خدا همراهم همه چیز ممکن و میسر است.
ـ فواره سرنگون می شود ، اما زمین گیر نمی شود.
ـ عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است تنها در طلب لبخندی کوچک


خدا رو مثل یک چیز تکراری از قلب خودم پاک کردم . جوری که وقتی از من میخوان به سمتش بر گردم انگار که چیزی نا شناخته رو به من معرفی میکنن .....
من تنهایی رو وقتی درک کردم که میخواستم برای آرزو هام دعا کنم ولی نمیدونستم به درگاه کی !
نحوه زندگانی عصر حاضر
خوشبختانه اکثریت مردم پیامبران ، کتابهای آسمانی ، امامان،و... را می شناسند و همه می دانند که هدف اصلی تمامی ادیان الهی دعوت انسانها بسوی کمال و سعادت بشری است ، اما چرا مردم با وجود اینکه این واقعیتها را می دانند پس چرا ، وقتی همه واقعیت را می دانیم پس چرا از انجام امورات دینی و حرکت به سوی کمال و سعادت سر باز می زنیم و یا اینکه این امورات را بصورت بسیار ظاهری انجام می دهیم ، آیا تا به حال این سوال را از خود پرسیده اید؟ همگی هدف نهایی از خلقت انسانها را می دانیم و آن پیشرفت به سوی کمال و سعادت بشری است. اما در این راه ما با دشمنان بسیار سرسختی به نام شیاطین روبرو هستیم،دشمنان قسم خورده انسانها ، اینان (شیاطین)هستند که شما را از انجام اعمال مثبت و پیشرفت به سوی کمال باز می دارند،اراده انسانها را ضعیف می کنند،گمراهشان می کنند و انسانها را دعوت به انجام اعمال منفی می کنند، و چون با چشم فیزیکی دیده نمی شوند ، مردم گمان م کنند که آنها وجود ندارند و بدینگونه همیشه بصورت ناشناس باقی می مانند ، اما هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود، و هر روز عرصه را برای انجام اعمال مثبت تنگ تر و تنگ تر می کنند . پس قدم اول برای حرکت به سوی کمال و انجام اعمال مثبت این است که از دست نیروهای منفی و شیاطین رها شوید و سپس گام در راه حرکت به سوی سعادت و خوشبختی و کمال بردارید. مطالب نوشته شده در این وبلاگ در مورد رها شدن از دست شیاطین و نیروهای منفی و حرکت بسوی کمال کمک شایانی به شما خواهد کرد ، مطالب موشته شده را چندین بار به دقت خوانده و اعمال گفته شده را به دقت انجام دهید مطمئن باشید که با انجام این اعمال راه خود را برای پیشرفت به سوی کمال پیدا خواهید کرد.
ادامه در این سایت :
منبع:http://rahesadat.blogpars.com/?blogname=rahesadat&archive=138605
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی?خبر بمیرد با بمیرد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
خار ار چه جان بکاهد، گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش
بیماری اندر این راه خوش تر که تندرستی
در آستان جانان از آسمان میندیش
کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
در گوشه سلامت مستور چون توان بود
تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
در مجلس مغانم دوش آن صنم چه خوش گفت
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی
آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخاست
کز سرکشی زمانی با ما نمی نشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
..................................
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
حاصل خرقه و سجاده روان دربازم
حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم
خازن میکده فردا نکند در بازم
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کند شهبازم
ماجرای دل خون گشته نگویم با کس
زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم
سر سودای تو در سینه بماندی هیهات
چشم تر دامن اگر فاش نکردی رازم
صحبت حور نخواهم که بود عین قصور
از خیال تو اگر با دگری پردازم
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی
جز بر آن عارضه شمعی نبود پروازم
همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم
چون نی آخر به لبانت نفسی بنوازم
گگگگگر به هر موی سری بر تن حافظ باشد همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
بی تو من خرابم ? در رنج و عذابم
چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق
بیا که با همه افسون گری باز
برای درد دل تسکینی ای عشق
بی تو من خرابم ? در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق
نیایش هایم از تاثیر عشقه
که پایم بسته با زنجیر عشقت
ندارم چاره ای جز عشق و مستی
که این بیچارگی تدبیر عشقه
بی تو من خرابم ? در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق
راستی اگه یار نبود چی می شد؟
احساسی در کار نبود چی می شد؟
تو لحظه لحظه های نا امیدی
عشق اگه غمخوار نبود چی می شد؟
بی تو من خرابم ? در رنج و عذابم
ای عشق ای عشق
ای عشق ای عشق
| تخریب مسجد غدیر خم توسط وهابیون (گزارش تصویری) |
|
مسجد غدیر خم در روزهای گذشته به دست افراد سلفی ویران شد. به گزارش شیعه نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی امور حج و زیارت صدا و سیما ؛ مسجد غدیر خم که وسعتی بالغ بر 50 متر مربع داشت در منطقه غدیر خم در دو دهه اخیر به دست افراد خیر و نیکوکار ساخته شده که نشانگر وجود اهمیت این منطقه بود و افراد بومی و زائران در ان جا نماز می خواندند. افراطیون سلفی این بنای مقدس را که در 12 کیلومتری مسجد جحفه است در اقدامی شبانه به ویرانه ای تبدیل کردند. بنای قدیمی غدیریه نشانگر ارتباطات ویژه مردم با اماکن مقدس بوده است. قصر غدیر خم سالن بزرگی است که دارای پنجره هایی به شکل مقرنس و نشان دهنده ساخت بنایی اساسی اثار اسلامی است که با ملات ساروج و سنگ ساخته شده است. این بنای مقدس با وجود تخریب همچنان مورد توجه و استفاده قرار می گیرد و عاشقان ولایت و امامت در زمان های ویژه ساعاتی را در ان به عبادت می گذرانند. بنای نخست غدیریه که جزو اثار اسلامی گذشته محسوب می شود همزمان با تخریب اماکن مختلف اسلامی از جمله قبه های موجود بر سر قبور ائمه در بقیع تخریب شد. منطقه غدیر گودال پست و وسیعی است که از همه طرف باران را در خود جمع می کند. بناهای باقی مانده در اطراف غدیر نشان دهنده جمع شدن اب فصلی در زمان بارش باران در منطقه است. از سویی گیاهان موجود نشان دهنده وجود اب در سطح منطقه است به طوری که احشام نیز از ان استفاده می کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر خم بیش از 150 هزار نفر را در منطقه غدیر جمع و اخرین پیام رسالت خود را به ان ها ابلاغ کرد که «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی».
منبع خبر: لبیک |
|
|
یکی از لطیفههای دوران نوجوانی این است که وقتی از بعضی میپرسند نمازتو خوندی؟ پاسخ میدهد قرصشو خوردم یا آمپولشو زدم و تا یه هفته نیازی به نماز ندارم.
من نمیدانم سازنده این لطیفه چه قصدی داشته ولی این لطیفه کاریکاتوری است از نوعی نگاه که در دینداری ما بسیار رایج است. نگاهی به جمعیت
مساجد و تکایا در ایام محرم و شبهای قدر ماه رمضان و مقایسه آن با سایر ایام سال میتواند تصویری ازاین باور نه چندان صحیح را به ما نشان دهد.
بسیاری معتقدند با عزاداری محرم یا رفتن به زیارت یا دادن نذری و امثال آن تا سال آینده بیمه هستند و گویا شیطان و هوای نفس نیز هماهنگ با ما کار
میکنند و تا شب قدری دیگر ما را رها میکنند. در واقع نوعی شرکت بیمه معنوی. برخی از ما طلبهها و نیز گروه عمدهای از مداحان به این عقیده مشکل
ساز دامن میزنند. این تفکر که متاسفانه در جان ما ریشه دوانده و میوه داده است به جز خمودگی در انجام اعمال دینی و فراموشی معنویت در سایر
اوقات ثمر دیگری ندارد. در حالی که دینداری حضور دائم در محضر خدا و به تعبیر من احضار همیشگی و همه جانبه خدا به زندگی است. و این مهم حاصل
نمیشود مگر با مبارزه مدام با همه نیروهایی که انسان را از خدا دور میکنند. زیرا این نیروها در درون و بیرون ما همواره در تلاشند و متاسفانه تعطیلی
هم ندارند. امام صادق علیه السلام میفرمایند وقتی دشمنی به نام شیطان داریم پس چرا غفلت؟( میزان الحکمه حدیث 15145) آیا ترویج باور «بیمه
سازی معنوی» چیزی به جز دعوت به غفلت است؟
دین داری ما آفات فراوان دیگری نیز دارد که به مرور خواهم نوشت
نام: | |
ایمیل: | |