• وبلاگ : فلسفه.عشق.تكاپو.اينده
  • يادداشت : عشق
  • نظرات : 0 خصوصي ، 4 عمومي
  • پيام رسان : 0 علاقه ، 0 نظر

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام:
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام! عشق افسانست که تا خودت نچشي نمي توني درکش کني
    تا وقتي نفهميدي ادم عاشقو مسخره مي کني ولي وقتي عاشق شدي تازه معني اشک ها رو درک مي کني.
    دکتر علي شريعتي مي گه دوست داشتن بالاتره تا عاشقي دوست داشتن پاکتره. عاشقي يک خيال است ولي دوست داشتن يک حقيقت است. وقتي عاشق مي شي سعي کن معشوقه ات ارزش داشته باشد ولي اگه بعد از جدايي فهميدي ارزش نداشت افشا هم نکن راز داري کن!
    پاسخ

    سلام ممنون از نظرتون .با نظر شما به اين كه تا عاشق نشوي معني عشقو نميشه فهميد موافقم ولي خود شما تا حالا عاشق شدي؟ توصيف اين حال شما مهمه ايامي تواني براي ما هم توصيفش كني؟ عشقه يك طرفه معنا نداره اين مهمه
    سلام. اگر بتونيد مطالب وبلاگتون رو آرشيو کنيد و به صورت PDF براي دانلود بذاريد خيلي خوب ميشه.
    + دل خسته... 


    اره ...... تک تک اينارو تجربه کردم......و چه تجربه اي ..

    عشق به مردي که زن داره...... بدجور ميخوامش ... قسمت همش دست خدا نيست اونم بايد بخواد... اون ميدونه ..اون عشق منه چرا مال کسي ديگه شده؟؟؟ .. دارم ازدواج ميکنم حالا ميگه صبر کن تا جدا بشم...چون 4 سالي که با اون بوده همش دعوا و شکايت بوده... از خدا ميخوامش همين و بس... برام دعا کن فقط دعا... عشق واقعي هست به خدت هست درکش سخته ..همين

    پاسخ

    سلام مرسي از اين كه سر زديد.يك اعتقادي كه من اخيرا پيدا كردم كه البته يك نفر باعث ان شد اين است كه ما انسانها تا تو يك موقعيت انجام شده قرار نگيريم نمي توانيم خودمان را مورد ارزيابي قرار بديم.عشق و عاشقي هم همينه تو اين موقعيت انجام شده چه زندگي رو تجربه مي كنيم واقعا سخته فقط كسي كه كشيده باشه مي تونه در كش كنه .من برات دعا مي كنم ولي بازم به قول يكي از معشوقه ها كه عاشق بود اينجور دعا مي كرد :خدايا اگه اين ازدواج به مصلحت است كمك كن به وصل بينجامه منم تلاشمو مي كنم.بازم ميگم اين وادي پيچيده است واقعا پيچيده چقدر انسان رو بالا پايين مي كنه تجربه كردم سخته سخت .بعضي وقت ها افكارهاي زياد ادمو متوقف مي كنه .مثلا اگه بش برسم ولي اون ادمي نباشه كه يه عمر تو ذهنم بود بعد چه كنم يا بر عكس.اگه يكي كه دوست داره نتونه از بعضي چيزاش بگذره واسه رسيدن به تو؛ شك كن به اين عشق.فكرشو كن يه عمر عاشق باشي بعد تو يه حركت زندگي كيشو مات بشي چقدر سخته .نه دوست عزيز اعتقاد ندارم به اين عشق .تو عاشقي ولي جقدر اون عاشق بود كه ازت گذشت .حالا دوبار بياد نه من ميترسم ولي گفتم بازم برات دعا مي كنم
    + نيايش 

    عشق به خدا يک عشق واقعي و حقيقيه و همه ي عشق هاي زميني شاخه هايي از اين عشق آسمونيند.
    اگه کسي حقيقت عشق رو واقعا درک بکنه اونوقت شکست تو عشق معني نداره.براي به دست آوردن يه چيزي بايد چيزي رو از دست بديم.اگه بخواهيم عاشق واقعي خدا باشيم بايد قيد همه ي کساني رو که خدارو باور ندارن رو بزنيم.براي عاشق بودن نبايد کوتاه آمد اما براي رسيدن به معشوق گاهي بايد کوتاه آمد.شايد اون دسته از عاشقايي که عشق رو تو رسيدن به معشوق معنا مي کنند با نرسيدن دلشکسته بشند اما حقيقت عشق رسيدن نيست.وقتي عاشق يک نفريم تمام خوبيهارو براي اون مي خواهيم هر روز بهش فکر مي کنيم و مهمتر از همه آرزو مي کنيم که اون هم عاشق ما بشه.اما به همون دليلي که ما عاشق کسي جز اون نيستم او هم عاشق کسي به غير ما مي شود و همانگونه که ما از عشق او دست بر نمي داريم او هم از عشق ديگري دست بر نمي دارد.وقتي عشقمان را از دست داديم شايد دنيا را براي خودمان به آخر رسيده تصور مي کنيم و خيال مي کنيم ديگر هرگز خوشبختي را تجربه نخواهيم کرد.اما وقتي عاشق يکي مي شويم و واقعا دوستش داريم تمام تلاشمان را مي کنيم تا او خوشبخت باشد و به همه ي چيزهايي که دوست دارد برسد و به همه ي آرزوهايش دست يابد .خيلي ساده تر بگم وقتي من عاشق يکي هستم بهش مي گم دوسش دارم و دوست دارم خوشبختيشو به نظاره بنشينم .و دلم مي خواد تو رسيدن به آرزوهاش کمکش کنم .حال به نظر شما اگه دور از من و عشق من بودن جزء ارزوهاي او باشد  من مي توانم کمکش نکنم. چون عشقم بهش واقعيه و حقيتا دوسش دارم پس کمکش مي کنم تا عشقم بهش ثابت بشه.ارزش بعضي چيزا با نرسيدن معنا پيدا مي کند. و اگر کسي عاشق واقعي باشد محال است عشقش را فراموش کند.گاهي در نرسيدن لذتي است که در رسيدن نيست.اگر عاشق کسي مي شويم نبايد او را وادار به عاشق شدن بکنيم.من عاشق يکي مي شوم چون او را خوبتر از خودم مي دانم اما نمي توانيم او را مجبور کنم که عاشق من شود شايد او خوبتر از مني را سراغ دارد.هيچ قانوني نميگه همه ي عاشق ها  بايد به هم برسند.شايد تا انتهاي دنيا عاشق و معشوق هاي زيادي مثل ليلي و مجنون پيدا شوند که روزهاي تاريخ نتواند قصه ي آنها را در خود ثبت کند و يا شايد ليلي هاي بسياري باشند که مجنون ها راز عاشق شدنشان را نفهمند.

    پاسخ

    سلام مرسي از نظر شما.ولي قرار شد اون چيزي رو كه تجربه كرديد بازگو كنيد .اين نظرات شما بسيار ارزشمند است ولي آيا تو موقعيت انجام شده قرار گرفتيد؟از نظر تئوري خيلي راحت ميشه حرف زد .ولي بعضي وقتها عشق؛ منطق رو زيره پا ميزاره.واسه يه ادمي كه عاشقه تا صبح اين حرف ها رو بزن مگه قانع مي شه ؟آيا كسي كه مي ياد داخل گود ديگه اين چيزا رو مي فهمه ؟اين حرفو قبول دارم كه يكي عاشق بشه ولي ديگري عشقش اندازه اون نباشه تو اين موقعيت چطور ازش انتظار داري تلاش كنه اون خوشبخت بشه نه نمي گم نفرينش كن يا اسيد بريز رو صورتش،ولي اين موقيت واسه خودت پيش اومده؟چه كردي ؟بحث ما بازي با كلمات نيست عمل انجام شده است كه ايا اين موقعت واست پيش اومده يا نه؟ اينجا رو مي خوام بينم چه كردي؟