سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

بیمه البرز ظفراباد

بیمه عمر البرز چیست؟


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

بیمه البرز ظفراباد


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

بی هدف بودن موجب خود بیگانگی می شود زیرا انسانی که هدف داشته باشد برای رسیدن به هدف، سعی و تلاش می کند اما انسان بی هدف سعی و تلاشی ندارد و این بی هدفی نشانه ی خود بیگانگی شخص است.

در بینش اسلامی، حقیقت انسان را روح جاودانه او تشکیل می دهد و این حقیقت از خدا نشأت گرفته و به سوی او باز می گردد و به عبارت دیگر، انسان، هویت «از اویی و به سوی اویی دارد» (إِنَّالِلّهِ وَإِنَّـا اِلَیْهِ رَاجِعونَ)(بقره: 156). بنابراین، شناخت انسان بدون در نظر گرفتن هویت او و رابطه او با خدا میسّر نیست. از سوی دیگر، زندگی واقعی انسان در سرای دیگر، یعنی آخرت است و سعادت واقعی او نیز در عالم آخرت است که با تلاش های مخلصانه و توأم با ایمان خود در این دنیا آن را بنا می نهد

بسیاری از انسان ها خود حقیقی شان را فراموش کرده یا از آن غافل شده اند، خود حقیقی شان را فروخته و در ذات خویش دچار زیان شده اند. برای مثال، آنجایی که انسان واقعیت خود را همین «تن» می پندارد و هر چه می کند برای تن و بدن خود انجا می دهد، خود را گم کرده و فراموش کرده و ناخود را خود پنداشته است. به قول مولوی مَثَل چنین کسانی مَثَل کسی است که قطعه زمینی در نقطه ای دارد، زحمت می کشد و مصالح و بنا و عمله می برد آنجا را می سازد، رنگ و روغن می زند و به فرش ها و پرده ها مزیّن می نماید، اما روزی که می خواهد به آن خانه منتقل شود یک مرتبه متوجه می شود که به جای قطعه زمین خود، یک قطعه زمین دیگر که اصلا به او مربوط نیست و متعلق به دیگری است ساخته و آباد کرده است، ولی زمین خودش خراب به کنار افتاده است.

در زمین دیگران خانه مکن کار خود کن کار بیگانه مکن
کیست بیگانه جز تن خاکی تو کز برای اوست غمناکی تو
تا تو تن را چرب و شیرین می دهی گوهر جان را نیابی فربهی.


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

 در فرهنگ ما این اشکال وجود دارد که وقتی گفته می شود دعا کنید، یاد بدهکاری ها و کمبود های خودمان می افتیم. چیزی که باید درخواست شود، روزی آسمانی است که بغیر حساب است و کمیت پذیر نیست. گنجینه های فضل ودانش و عشق الهی بی انتهاست و درآیه شرطش کنار خودش آمده است. می گوید [اگر] مرا بخوانید ( و جویای من باشید)؛ جواب [این خواسته] را می دهم


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

توبه یعنی پشیمانی جدی از معاصی و تصمیم عمیق بر عدم تکرار ان.

به طوری که توبه زمانی قابل قبول ست که دیگر ان گناه از طرف ما تکرار نشود لذا گریه و زاری هر چقدر هم که بیشتر باشد دلیل بر پذیرش توبه نمی شود الا این که شما عزم خود را بر ترک ان گناه جزم کنید.

با این توصیف گریه کردن زورکی خود نوعی کلاه گذاشتن بر سرخدا و ریا کاری نزد خالق یکتا است که به دل ها اگاهی دارد.

 


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

برخی از عزیزان تصور می کنند که بایددعا را به هر ترتیبی که شده کامل بخوانند  و برای نیل به این منظور اسامی خداوند را که هر یک معنی و مفهوم عمیقی دارد با سرعت بر زبان جاری می کنند مانند تسبیحات اربعه

و دیگر دعاها  به نظر این حقیر چچنین عملی نمی تواند تاثیر روحی در انسان ایجاد کند .

لذا خواندن چند بند این دعاها با تمرکز بر معانی انها  و تعمق بر ماهیت ذاتی خداوند که از این توصیفات نتیجه گیری می شود مفید تر است.


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

یک سوالی که امروز برایم پیش امده این است:

 که ایا تا الان کسی توانسته 40 روز با خدای خودش خلوت کند

 منظورم این نیست که برود به دور از مردم و اجتماع کنج عزلت نشیند

 بلکه منظورم این است که با خدای خودش رو راست باشد و در اجتماع با مردم باشد .

گناه نکرده باشد

دروغ نگفته باشد

غیبت نکرده باشد

و ..........

اگر کسی به این امر دست یافته و موفق شده است تجربه هایش را بیان کنه تا استفاده کنیم

یک نفر پیدا میشه که این کار رو کرده باشه؟

اگر کسی پیدا بشه سوال های زیادی داریم که باید جواب دهد

کسی هست

کسی هست

روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد …

 یک روحانی او را دید و گفت :

حتما گناهی انجام داده‌ای.

یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت.

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد.

یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند.

 یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت.

 یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد.

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند..

 یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است.

 یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات بشکنه.

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد…!!

 


 

 

 


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

یکی از لطیفه‌های دوران نوجوانی‌ این است که  وقتی از بعضی می‌پرسند نمازتو خوندی؟ پاسخ می‌دهد قرصشو خوردم یا آمپولشو زدم و تا یه هفته نیازی به نماز ندارم.



من نمی‌دانم سازنده این لطیفه چه قصدی داشته ولی این لطیفه کاریکاتوری است از نوعی نگاه که در دین‌داری ما بسیار رایج است. نگاهی به جمعیت

 

مساجد و تکایا در ایام محرم و شب‌های قدر ماه رمضان و مقایسه آن با سایر ایام سال می‌تواند تصویری ازاین باور نه چندان صحیح را به ما نشان دهد.

 

بسیاری معتقدند با عزاداری محرم  یا رفتن به زیارت یا دادن نذری و امثال آن تا سال آینده بیمه هستند و گویا شیطان و هوای نفس نیز هماهنگ با ما کار

 

می‌کنند و تا شب قدری دیگر ما را رها می‌کنند. در واقع نوعی شرکت بیمه معنوی. برخی از ما طلبه‌ها و نیز گروه‌ عمده‌ای از مداحان به این عقیده مشکل‌

 

ساز دامن می‌زنند. این تفکر که متاسفانه در جان ما ریشه دوانده و میوه داده است به جز خمودگی در انجام اعمال دینی و فراموشی معنویت در سایر

 

اوقات ثمر دیگری ندارد. در حالی که دین‌داری حضور دائم در محضر خدا و به تعبیر من احضار همیشگی و همه جانبه خدا به زندگی است. و این مهم حاصل

 

نمی‌شود مگر با مبارزه مدام با همه نیرو‌هایی که انسان را از خدا دور می‌کنند. زیرا این نیروها در درون و بیرون ما همواره در تلاشند و متاسفانه تعطیلی

 

هم ندارند. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند وقتی دشمنی به نام شیطان داریم پس چرا غفلت؟( میزان الحکمه حدیث 15145) آیا ترویج باور «بیمه

 

سازی معنوی» چیزی به جز دعوت به غفلت است؟



دین داری ما آفات فراوان دیگری نیز دارد که به مرور خواهم نوشت


یعنی این که اگر در شب قدر سرنوشت ما رقم خورد بقیه سال را باید چه کنیم دست بزاریم رو دست هم و بیکار بنشینیم مجال توبه کردن وجود ندارد به این که ما دیگه بیمه شدیم به راستی این دیداری سه روزه یا یک ماهه نیست؟  


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

بسم الله النور


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد

بسم الله النور

با توجه به این که مدتی نبودم تلاشم بر این است که گزیده ای از پایان نامه تحصیلی خود را در اختیار دوستان قرار دهم و مورد بحث قرار بگیرد از تمامی دوستان که علاقه مند به این مطالب هستند مشتاقانه پذیرای نظرات و دیدگاه های ان ها می باشم

چکیده:

مفهوم از خود بیگانگی در آموزه ها و اندیشه های متفکران اسلامی و غیراسلامی تفسیری متفاوت دارد.بررسی علل و ریشه این تفاوت ها از نظر (سهروردی،حلاج،فارابی،)و کی یرکگور مهم ترین هدف این پژوهش می باشد.و چون فرضیه اصلی ما عبارت است از این که از خود بیگانگی به معنایی که در بین حکمای مسلمان مطرح است با از خود بیگانگی به معنایی که فلاسفه غربی از جمله کی یر کگور مطرح می کنند متفاوت است و دیدگاه فلاسفه مسلمان قابل دفاع تر است، لذا ما نظرات آنان را در چهار فصل جداگانه مورد بررسی قرار داده و همه این موارد را با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای در این رساله مد نظر قرار داده ایم و در فصل پنجم نیز ضمن مقایسه نظرات اندیشمندان اسلامی(سهروردی،حلاج،فارابی،)با نظرات کی یر کگور با توجه به آراء و نظرات مطروحه در رساله بیان کرده ایم که از خود بیگانگی به معنایی که در بین اندیشمندان اسلامی مطرح است با از خود بیگانگی به معنایی که در نظر کی یر کگور است متفاوت است و دیدگاه اندیشمندان اسلامی هم در تبیین عوامل از خود بیگانگی و هم در درمان آن بر دیدگاه کی یر کگور اگزیستانسیالیست بر تری دارد.اما از آن جایی که موضوع از خود بیگانگی در رابطه با نوع انسان مصداق می یابد اشتراکاتی نیز وجود دارد.

کلید واژه:از خودبیگانگی،هبوط، حجاب،ایمان،ریاضت،نفس


ارسال شده در توسط بهلول.ظفراباد