ناتوانترين مردم كسى است كه نيروى به دست آوردن دوستان ندارد ، و ناتوانتر از او كسى بود كه دوستى به دست آرد و او را ضايع گذارد . [نهج البلاغه]

فلسفه.عشق.تكاپو.اينده

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ خدا(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 11:24 صبح )

لا له الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين


 


من مي خورم و هر كه چون من اهل بود        مي خوردن من نزد خرد سهل بود


 


مي خوردن من حق ز ازل مي دانست          گر مي نخورم علم   خدا  جهل بود


 


عاشق همه سال مست و رسوا بادا            ديوانه  و  شوريده   و شيدا    بادا


 


با هوشياري غصه هر چيز خوريم                 چون مست شديم هر چه بادا بادا 


» بهلول. وم
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ خرابات(پنجشنبه 9 اسفند 1386 ساعت 11:19 عصر )

واکنش مدافع سروش به انتقاد مجيدي


 


در پي انتقاد مجيد مجيدي، کارگردان مشهور سينماي ايران از ديدگاه هاي عبدالکريم سروش، چهره برجسته روشنفکري، احمد زيدآبادي به انتقاد شديد از مجيدي پرداخت و او را متهم کرد که سروش را تکفير کرده است.


به گزارش خبرنگار «تابناک»، مجيدي در پايان اظهاراتش با اشاره به ادعاي مولوي شناسي سروش گفته بود: «كسي كه ادعاي مولوي‌شناسي مي‌كند، و براي او بيش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند كه به حكم مُرادش مولوي، كافر است.
گرچه قرآن از لب پيغمبر است / هركه گويد حق نگفت، آن كافر است
اين همه آوازها از شَه بُوَد /گرچه از حلقوم عبداله بود»

اما زيدآبادي در يادداشتي در يکي از سايت‌هاي خارج از کشور با تشبيه خود به ملاصدرا پيش‌بيني کرد بساط تکفير در ايران در حال پهن شدن است تا در همه ابعاد جامعه را به انحطاط بکشد.

وي با بيان اينکه قصد مقايسه خود با ملاصدرا را ندارد، نوشت: «چند سال پيش در يكي از مساجد قم با دوستي برنامه‌اي به مناسبت 27 آذر داشتم، نوشته‌اي از يكي از مستمعان ‏كم تحمل رسيد كه: شهر مقدس قم جاي منافقين نيست! در پاسخ گفتم علاقه‌اي به ماندن در اين شهر ندارم كه نه ‏آبش گواراست و نه هوايش دلپذير، اگر مهلتي دهيد به سرعت برق اينجا را ترك خواهم كرد، اما به ياد داشته ‏باشيد كه حدود سيصد سال پيش نيز كساني مانند شما عرصه را بر ملاصدرا چنان تنگ كردند كه اين شهر را ‏به خود واگذاشت و برفت، اما نتيجه اين سختگيري و بي‌تحملي و تنگ نظري چه شد؟ دولت صفوي رو به ‏انحطاط رفت، اصفهان پايتخت با شكوه آنان در برابر محاصره محمود افغان تاب نياورد و سقوط كرد و سپس ‏شاه سلطان حسين تاج از سر خويش برگرفت و بر سر محمود نهاد....»

زيدآبادي با انتقاد از مجيدي که از سکوت در مقابل مسائل تازه مطرح شده سروش گلايه کرده بود، مدعي شد از اظهارات وي بوي تکفير به مشام مي‌رسد و در جامعه امروز ايران تکفير آنچنان بي‌ضابطه و سهل شده كه گويي در قلمرو اختيار هر ‏مدعي ناخوانده متني هم در آمده است.‏

اين روزنامه‌نگار سپس افزود: قضاوت در باره كلام ‏ايشان از موضع يك متخصص دين در صلاحيت يك كارگردان فيلم‌هاي سينمايي مانند آقاي مجيد مجيدي نيست و کارگردان برجسته بودن چه مجوزي براي اظهار نظر او ‏عليه آقاي سروش صادر مي‌کند؟

گفتني است عبدالکريم سروش در ديماه 86 در مصاحبه‌اي با خبرنگار راديو هلند پيامبر را آفريننده و توليدکننده وحي خوانده و گفته بود: آنچه قرآن درباره‌ وقايع تاريخي، ساير اديان و ساير موضوعات عملي زميني مي‌گويد، لزوماً نمي‌تواند درست باشد! و افزوده بود: «اگر بر اين باور اصرار کنيد که قرآن کلام غيرمخلوق و جاوداني خداست که بايد لفظ به لفظ به آن عمل شود، دچار مخمصه‌اي لاينحل مي‌شويد.»

وي در عين حال مدتي بعد و پس از برخي واکنش‌ها تلاش کرد از حساسيت‌ها بکاهد و در گفت‌وگو با روزنامه کارگزاران ضمن تمجيد از پيامبر اکرم (ص) در سخناني دوپهلو گفت: پيامبر عزيز اسلام بشر بود و هر چه مي‌گفت هم کلام انساني او بود هم کلام وحياني خدا. و اين دو از هم جدا نبود.


 


با کاره خرابات نشيني چه کنم، با گدا نشسته با شاه نشيني چه کنم
گفت از عشقه گدايست اگر شاه شديم چون شمع خرابات شديم ماه شديم


گفتم تو بگو که من چه بايد بکنم، آن چيست بگو، که من نبايد بکنم


گفتم بنويس چه ساکتي دير شده، گفتي نگو، بگو زمان يير شده


اي عشقه من اي عشقه من اي عشقه من اي عشقه من


اي عشقه من اي عشقه من اي عشقه من اي عشقه من


اي عشقه من اي عشقه من اي عشقه من اي عشقه من


گفتم تو بگو که شعره من کافي نيست، از حق تو بگو، که قصد حرافي نيست


گفتم چه کنم، که باعث قهره اللحق نشوم


گفت، بيدار بمان که حق نا حق نشود




 


در گذر از جاده زندگي آموختم که :


 ـ مي توان به رفتن ادامه داد خيلي بعد از اينکه تصور کني ديگر نمي تواني .  


 ـ گاهي حق داري عصباني باشي اما حق نداري ظالم باشي .



ـ اگر به کسي دروغ گفتم بر اين باور نباشم که خيلي زيرک هستم و فقط افراد ديگر را فريفته ام ،مهمتر از آن خود را فريفته ام.



 ـ هرگز روابط دوستي را با شخصي که به زير دستان خود احترام نمي گذارد ادامه ندهم.



ـ هر روز صبح که از خواب بر مي خيزم خوشحال باشم و به خود تبريک بگويم زيرافرصت ديگري به من داده شده است.



 ـ هر چه در زندگي همين الانم رخ مي دهد بهترين و خوش يمن ترين اتفاقي است که مي توانست رخ دهد و به همين خاطر ذره اي از وقوع آن گله مند نيستم.



 ـ جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست .



 ـ هر تغييري، هر چند ناخوشايند، هميشه درهايي را به روي وقايع خوشايندتر مي گشايد .



 ـ من با ديدن محدوديت در خودم خدا را محدود نمي کنم ، چون با خدا همراهم همه چيز ممکن و ميسر است.



 ـ فواره سرنگون مي شود ، اما زمين گير نمي شود.



 ـ عشق ايثار چيزي بيش از تمامي خود است تنها در طلب لبخندي کوچک


 





 


خيلي وقت پيش شادي هاي خودم را  باختم ....


خدا رو مثل يک چيز تکراري از قلب خودم پاک کردم . جوري که وقتي از من ميخوان به سمتش بر گردم انگار که چيزي نا شناخته رو به من معرفي ميکنن .....


 


من شيطان رو وقتي که داشت از من سو استفاده ميکرد کنار زدم ....

من خودم رو وقتي که ديدم خودم رو نميشناسم شکستم ....

 


اراده خودم رو به دست باد دادم چون ازش استفاده نميکردم ....
 

احساس و قلب خودم رو به رود دادم و براق ترين و زيبا ترين سنگ بسترش رو به جاي اون گرفتم ...

 


چشم هاي خودم رو به خفاش هاي درخت روبروي خونمون دادم .... خفاش ها و حيوانهاي شب روکه هميشه در نزديکي من بودن ... من چشم هاي خودم رو به اونها دادم چون در تاريکي نيازي به اونها احساس نميکردم .....

 


من دفتر نوشته هاي خودم رو به کسي ندادم .... اون ها رو سوزوندم ..... کسي اون ها رو نميخواند!!! اگر هم ميخواند مطمئنم که به من ميخنديد ..... 
 

چون من خودم هم به خودم ميخندم .....

 


شايد در واقع دارم گريه ميکنم.

 


من انقدر ننوشتم و نخوندم  سواد خودم رو هم جا گذاشتم ...... نميدونم کجا !

 


من وقتي به جواب سوال هاي خودم رسيدم ديگه سوال هاي خودم رو فراموش کردم ....

 


وقتي شنا کردن رو ياد گرفتم که قرق شده بودم .

 


وقتي خدا و شيطان رو شناختم که بهشون پشت کردم . 

وقتي معني درد رو فهميدم که براي اينمه خودم رو نبينم با مشت آيينه اتاقم رو شکوندم ... اون موقع نتونستم داد بزنم و بگم آخ .... چون احساس کردم کسي نميشنوه ....

من وقتي گفتم دوست دارم که کسي نبود بشنوه ....


 


وقتي خيلي ها خواستن بشنون اون موقع هيچ حرفي از دهان من خارج نميشد ....


 من تنهايي رو وقتي درک کردم که ميخواستم براي آرزو هام دعا کنم ولي نميدونستم به درگاه کي !


 


پس نا چار آرزوهاي خودم و هم به دست باد دادم .....

من لذت اشک ريختن رو وقتي درک کردم که به جاي اينکه قطرات اشک از چشمم جاري شه . دلم مثل سنگ سردي که با پتک بکوبن رو سرش خرد شده بود و اشکش سنگي بود .... سنگ هايي که روي گونه هاي من نبودن ... بلکه به اعماق تاريک وجودم سقوط ميکردن .....
من اهميت حرف زدن و ابراز احساس رو وقتي فهميدم که به خاطر سکوتي که بهش عادت کرده بودم به بي احساسي و سنگ دلي و ..... محکوم شدم .....

 


من ديگه حتي خوابيدن رو دوست ندارم .... چون خيلي وقته که شب به جاي آرزو هام و خواب هاي شيرين کابوس ميبينم ..... قبل از خواب کسي بهم شب بخير نميگه .... صبح کسي من رو از خواب بيدار نميکنه و قر نميزنه که چقدر ميخوابي ...........

نحوه زندگاني عصر حاضر
 خوشبختانه اكثريت مردم پيامبران ، كتابهاي آسماني ، امامان،و... را مي شناسند و همه مي دانند كه هدف اصلي تمامي اديان الهي دعوت انسانها بسوي كمال و سعادت بشري است ، اما چرا مردم با وجود اينكه اين واقعيتها را مي دانند پس چرا ، وقتي همه واقعيت را مي دانيم پس چرا از انجام امورات ديني و حركت به سوي كمال و سعادت سر باز مي زنيم و يا اينكه اين امورات را بصورت بسيار ظاهري انجام مي دهيم ، آيا تا به حال اين سوال را از خود پرسيده ايد؟ همگي هدف نهايي از خلقت انسانها را مي دانيم و آن پيشرفت به سوي كمال و سعادت بشري است. اما در اين راه ما با دشمنان بسيار سرسختي به نام شياطين روبرو هستيم،دشمنان قسم خورده انسانها ، اينان (شياطين)هستند كه شما را از انجام اعمال مثبت و پيشرفت به سوي كمال باز مي دارند،اراده انسانها را ضعيف مي كنند،گمراهشان مي كنند و انسانها را دعوت به انجام اعمال منفي مي كنند، و چون با چشم فيزيكي ديده نمي شوند ، مردم گمان م كنند كه آنها وجود ندارند و بدينگونه هميشه بصورت ناشناس باقي مي مانند ، اما هر روز بر تعداد آنها افزوده مي شود، و هر روز عرصه را براي انجام اعمال مثبت تنگ تر و تنگ تر مي كنند . پس قدم اول براي حركت به سوي كمال و انجام اعمال مثبت اين است كه از دست نيروهاي منفي و شياطين رها شويد و سپس گام در راه حركت به سوي سعادت و خوشبختي و كمال برداريد. مطالب نوشته شده در اين وبلاگ در مورد رها شدن از دست شياطين و نيروهاي منفي و حركت بسوي كمال كمك شاياني به شما خواهد كرد ، مطالب موشته شده را چندين بار به دقت خوانده و اعمال گفته شده را به دقت انجام دهيد مطمئن باشيد كه با انجام اين اعمال راه خود را براي پيشرفت به سوي كمال پيدا خواهيد كرد.


 


   ادامه در اين سايت :    


   منبع:http://rahesadat.blogpars.com/?blogname=rahesadat&archive=138605


 


» بهلول. وم
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ مدعي(پنجشنبه 6 دي 1386 ساعت 1:14 عصر )

با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي


تا بي?خبر بميرد با بميرد خودپرستي


عاشق شو ار نه روزي کار جهان سر آيد


ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستي


خار ار چه جان بکاهد، گل عذر آن بخواهد


سهل است تلخي مي در جنب ذوق مستي


با ضعف و ناتواني همچون نسيم خوش باش


بيماري اندر اين راه خوش تر که تندرستي


در آستان جانان از آسمان مينديش


کز اوج سربلندي افتي به خاک پستي


در گوشه سلامت مستور چون توان بود


تا نرگس تو با ما گويد رموز مستي

در مجلس مغانم دوش آن صنم چه خوش گفت


با کافران چه کارت گر بت نمي پرستي

آن روز ديده بودم اين فتنه ها که برخاست


کز سرکشي زماني با ما نمي نشستي

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ


چون برق از اين کشاکش پنداشتي که جستي

..................................

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم


حاصل خرقه و سجاده روان دربازم

حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم


خازن ميکده فردا نکند در بازم

مرغ سان از قفس خاک هوايي گشتم


به هوايي که مگر صيد کند شهبازم

ماجراي دل خون گشته نگويم با کس


زان که جز تيغ غمت نيست کسي دمسازم

سر سوداي تو در سينه بماندي هيهات


چشم تر دامن اگر فاش نکردي رازم

صحبت حور نخواهم که بود عين قصور


از خيال تو اگر با دگري پردازم

ور چو پروانه دهد دست فراغ بالي


جز بر آن عارضه شمعي نبود پروازم

همچو چنگ ار به کناري ندهي کام دلم


چون ني آخر به لبانت نفسي بنوازم

گگگگگر به هر موي سري بر تن حافظ باشد همچو زلفت همه را در قدمت اندازم


» بهلول. وم
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ اي عشق(پنجشنبه 6 دي 1386 ساعت 12:56 عصر )

بي تو من خرابم ? در رنج و عذابم


چه ويرانگر ولي شيريني اي عشق


گهي شاد و گهي غمگيني اي عشق


بيا که با همه افسون گري باز


براي درد دل تسکيني اي عشق


بي تو من خرابم ? در رنج و عذابم


اي عشق اي عشق


اي عشق


نيايش هايم از تاثير عشقه


که پايم بسته با زنجير عشقت


ندارم چاره اي جز عشق و مستي


که اين بيچارگي تدبير عشقه


بي تو من خرابم ? در رنج و عذابم


اي عشق اي عشق


اي عشق


راستي اگه يار نبود چي مي شد؟


احساسي در کار نبود چي مي شد؟


تو لحظه لحظه هاي نا اميدي


عشق اگه غمخوار نبود چي مي شد؟


بي تو من خرابم ? در رنج و عذابم


اي عشق اي عشق
اي عشق اي عشق


» بهلول. وم
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ وهابيون(چهارشنبه 23 آبان 1386 ساعت 9:20 عصر )

بسم الله

با سلام و کمال احترام

زبان حال وهابيون: اگه لازم بشه شيطان رو هم مي پرستيم ولي تشيع هرگز!!





تخريب مسجد غدير خم توسط وهابيون (گزارش تصويري)











مسجد غدير خم در روزهاي گذشته به دست افراد سلفي ويران شد.


به گزارش شيعه نيوز به نقل از پايگاه اطلاع رساني امور حج و زيارت صدا و سيما ؛ مسجد غدير خم که وسعتي بالغ بر 50 متر مربع داشت در منطقه غدير خم در دو دهه اخير به دست افراد خير و نيکوکار ساخته شده که نشانگر وجود اهميت اين منطقه بود و افراد بومي و زائران در ان جا نماز مي خواندند.


افراطيون سلفي اين بناي مقدس را که در 12 کيلومتري مسجد جحفه است در اقدامي شبانه به ويرانه اي تبديل کردند.


بناي قديمي غديريه نشانگر ارتباطات ويژه مردم با اماکن مقدس بوده است.


قصر غدير خم سالن بزرگي است که داراي پنجره هايي به شکل مقرنس و نشان دهنده ساخت بنايي اساسي اثار اسلامي است که با ملات ساروج و سنگ ساخته شده است.


اين بناي مقدس با وجود تخريب همچنان مورد توجه و استفاده قرار مي گيرد و عاشقان ولايت و امامت در زمان هاي ويژه ساعاتي را در ان به عبادت مي گذرانند.


بناي نخست غديريه که جزو اثار اسلامي گذشته محسوب مي شود همزمان با تخريب اماکن مختلف اسلامي از جمله قبه هاي موجود بر سر قبور ائمه در بقيع تخريب شد.


منطقه غدير گودال پست و وسيعي است که از همه طرف باران را در خود جمع مي کند.


بناهاي باقي مانده در اطراف غدير نشان دهنده جمع شدن اب فصلي در زمان بارش باران در منطقه است.


از سويي گياهان موجود نشان دهنده وجود اب در سطح منطقه است به طوري که احشام نيز از ان استفاده مي کنند.


رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم بيش از 150 هزار نفر را در منطقه غدير جمع و اخرين پيام رسالت خود را به ان ها ابلاغ کرد که «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي».






منبع خبر: لبيک



 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


درحدود 60 کيلومتري شرق کرمانشاهدر مسير بزرگراه کربلاشهري وجود دارد بنام صحنه که مرکز تجمع پيروان فرقه ايي است بنام فرقه علي اللهي يا اهل حق .


پيروان اين فرقه بدوي داراي اعتقادات بسيار مضحک و زننده اي ميباشند که همانند تمامي فرقه هاي ضاله و ساختگي بي پايه و اساس است.

در شهرستانهاي اسلام اباد غرب -کرند غرب و چندين شهر وروستاي ديگردر استان کرمانشاه نيز تعداد زيادي از پيروان اين فرقه وجود دارند و مدارکي دال بر وجود انها در لرستان و زنجان و قزوين نيز هست

پيروان اين فرقه داراي عقايد ناسيوناليستي شديد هستند

پيروان اين فرقه بطرز وحشتناکي به جنگ- قتل و خونريزي و درگيري علاقه دارند بطوري که بين انها و شيعيان و سنيان همجوار هميشه درگيريست.


پيروان اين فرقه اعتقاد دارند علي در هرجا که ميخواسته سم اسبش را بر زمين ميزده و جاي سم تبديل به چشمه ميشده! در نظر اين مردمان چشمه مکاني مقدس است بطوريکه انها چندين چشمه را به عنوان مکاني مقدس ميپرستند (مثال چشمه قره دانه در دهستان کوزران در نزديکي کرمانشاه) که مردم به عنوان زيارتگاه به انجا ميروند و جديدا پيروان اين فرقه منحرف براي چندين چشمه مقدس خود بارگاه و صحن ساخته اند و انها را جزو اماکن مذهبي ثبت کرده اند.


ميتوانم بگويم اهل حق ها زن ستيز ترين فرقه هستند (پيروان اين فرقه زن را موجودي پست و بي شعور و در رده حيواناتي همچون سگ و خوک ميدانند و اکثرا از دست زدن به زنان پرهيز ميکنند و اعتقاد دارند تمام بيماري هاو بد بختيها از زنان بوجود ميايد)



(جمع جمع شايه علي خدايه )!!!



اين شعر مهمترين و اصليترين شعار اين فرقه است که در تمام مراسم مضحک خود از ان استفاده ميکنند


معني اين شعار يعني اين جمع مهماني شاه است علي همان خدا است ( نعوذ با الله )



انها در مکانهاي بنام جمعخانه جمع ميشوند ودائما دعا و مراسم خاصه خودشان را بجا مياورند وشعر بالا را تکرار ميکنند.


انها در سال سه روز روزه ميگيرند روزهاي نوزده تا بيست ويکم رمضان يعني روزهاي ترور تا شهادت علي ( ع ).


انها بگونه اي متفاوت روزه ميگيرند بطوريکه در طول اين سه روز هيچ نميخورند!



اين فرقه درايران در حدود پانصد هزارپيرودارد و نيز اين فرقه در کشورهاي عراق پاکستان و افغانستان نيز پيرواني دارد.



پيروان اين فرقه نيز داراي دو شاخه ميباشند شاخه افراطي و شاخه اعتدال گرا

طوايف اهل حق به نامهاي مختلف مانند: اهل حق جو ، اهل سر، يارسان، کاشاني ، نصيري، علي اللهي معروف مي‏باشند.



پيروان شاخه اعتدال گرا اعتقاد دارند علي تنها پيامبر جانشين و فرزند خدا بر روي زمين است!



پيروان شاخه افراطي اعتقاد دارند که علي امام اول شيعيان همان خداوند است . انها علي را خدا مي انگارند وبه غير از علي به هيچ چيز اعتقاد ندارند پيروان اين فرقه در ظاهر کاملا قابل شناسايي هستند چون در تمام طول عمر سبيل خود را نميتراشند و همگي داراي سبيلهاي ناهنجاري هستند.


انها روايت ها و معجزاتي از علي را ذکر مکنند که در هيچ يک ازکتب اسلامي و غير اسلامي به ان ذکر نشده است که يک نمونه از ان روايات مضحک را در زير توضيح خواهم داد.



مرد کهنسالي از پيروان فرقه علي اللهي ها اينچنين مي گفت : 7 الي 8 نسل پيش ازمن خانواده اي بودند که فرزندي داشتند که از نظر عقلي بيمار بود(ديوانه) روزي خدا(مقصود همان عليست)ازشهرستان صحنه عبور ميکرد افراد ان خانواده چون علي را ديدند گفتند: اي علي ما خانواده فقيري هستيم و تنها اين يک پسر داريم که نميتواند کار کند از تو ميخواهيم اين فرزند ما را با خود ببري از او کار بکشي و در عوض به ما پولي بدهي و در طول سفرت او را با خود ببري شايد که عاقل شود ! علي ابتدا قبول نميکند ولي وقتي خواهشهاي خانواده را ميبيند قبول ميکند! علي پسرک ديوانه را با خود ميبرد ! علي در سر راهش در کنار رودخانه اي اتراق ميکند .


پسرک ديوانه ميگويد : علي ميخواهي من از اين آب عبور کنم! علي ميگويد: نه خفه ميشوي! پسرک ميگويد :پس من چگونه از اين اب بگذرم ؟ علي ميگويد: بايد يک پل پيدا کني !ميگويد: از کجا ؟ علي ميگويد: بايد بپرسي ! پسرک ميگويد :کسي نيست تا از او بپرسم!


علي ميگويد: داد بزن اي چشم چپ کور پاي راست شل پل اين رودخانه کجاست؟


پسرک هم داد ميزند اي چشم چپ کور پاي راست شل پل کجاست؟


ناگهان يکي از عمق رودخانه داد ميزند : اي ديوانه آ ن کس که اسم مرا که در ته رودخانه هستم ميداند جاي پل را هم ميداند!


پسرک شتابان بسوي علي ميدود و سرتا پاي او را غرق بوسه ميکند و ميگويد اي علي توکه اين همه ميداني حتما خدايي!!!


علي ناراحت ميشود و سر پسرک را از تنش جدا ميکند ! بعدا يادش مي افتد که بايد پسرک را به خانواده اش بر گرداند! پس بر ميگردد و سر پسرک را در جايش قرار ميدهد! پسرک زنده ميشود و باز هم ميگويد: تو خدايي ! علي باز سر پسر را ميبرد! علي هفت بار اين کار را تکرار ميکند !

سپس خدا به او ميگويد : اي علي عيبي ندارد من اين همه بنده دارم بگذار اين مرد و نسلهاي بعدش نيز بنده تو باشند !!!!!!




و بدين سان بود که فرقه علي اللهي هاي افراطي(طبق گفته اعتدال گراها) ايجاد گرديد پس از مدتي علي پسرک ديوانه را نزد خانواده اش برگرداند.


افراد خانواده از پسرک پرسيدند چرا دور گردنت زخم است وپسرک ماجرا را بريشان شرح داد و افراد ان خانواده نيز تبديل شدند به شاخه علي اللهي هاي اعتدال گرا.


و حالا بعد از دهها سال هرکس دور گردنش زخمي يا جوشي ديده شود ميگويند اين نواده همان مردک است!!!


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@




» بهلول. وم
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ دين داري افت زده(جمعه 6 مهر 1386 ساعت 3:11 صبح )

Gif 1


يكي از لطيفه‌هاي دوران نوجواني‌ اين است كه  وقتي از بعضي مي‌پرسند نمازتو خوندي؟ پاسخ مي‌دهد قرصشو خوردم يا آمپولشو زدم و تا يه هفته نيازي به نماز ندارم.



من نمي‌دانم سازنده اين لطيفه چه قصدي داشته ولي اين لطيفه كاريكاتوري است از نوعي نگاه كه در دين‌داري ما بسيار رايج است. نگاهي به جمعيت


مساجد و تكايا در ايام محرم و شب‌هاي قدر ماه رمضان و مقايسه آن با ساير ايام سال مي‌تواند تصويري ازاين باور نه چندان صحيح را به ما نشان دهد.


بسياري معتقدند با عزاداري محرم  يا رفتن به زيارت يا دادن نذري و امثال آن تا سال آينده بيمه هستند و گويا شيطان و هواي نفس نيز هماهنگ با ما كار


مي‌كنند و تا شب قدري ديگر ما را رها مي‌كنند. در واقع نوعي شركت بيمه معنوي. برخي از ما طلبه‌ها و نيز گروه‌ عمده‌اي از مداحان به اين عقيده مشكل‌


ساز دامن مي‌زنند.  اين تفكر كه متاسفانه در جان ما ريشه دوانده و ميوه داده است به جز خمودگي در انجام اعمال ديني و فراموشي معنويت در ساير


اوقات ثمر ديگري ندارد. در حالي كه دين‌داري حضور دائم در محضر خدا و به تعبير من احضار هميشگي و همه جانبه خدا به زندگي است. و اين مهم حاصل


نمي‌شود مگر با مبارزه مدام با همه نيرو‌هايي كه انسان را از خدا دور مي‌كنند. زيرا اين نيروها در درون و بيرون ما همواره در تلاشند و متاسفانه تعطيلي


هم ندارند. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند وقتي دشمني به نام شيطان داريم پس چرا غفلت؟( ميزان الحكمه حديث 15145)  آيا ترويج باور «بيمه


سازي معنوي» چيزي به جز دعوت به غفلت است؟



دين داري ما آفات فراوان ديگري نيز دارد كه به مرور خواهم نوشت





» بهلول. وم
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[27/1/1387- 11:24 ص] خدا
[9/12/1386- 11:19 ع] خرابات
[6/10/1386- 1:14 ع] مدعي
[6/10/1386- 12:56 ع] اي عشق
[23/8/1386- 9:20 ع] وهابيون
[6/7/1386- 3:11 ص] دين داري افت زده

بازديدهاي امروز: 11  بازديد
بازديدهاي ديروز: 5  بازديد
مجموع بازديدها: 981  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الكترونيك ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

» پيوندهاي روزانه«
» لوگوي دوستان من«

» موسيقي وبلاگ«
» اشتراك در خبرنامه«

نام:

ايميل: